وقتی محرک یا محرک های حواس پنج گانه ( بینایی – شنوایی – لامسه – بویایی – چشایی ) را تحریک می کنند ، تحریک یا پیام از طریق اعصاب آوران ( afferant nerves ) به مغز برده شده ( این فرآیند درون داد یا input نامیده می شود ) . و فرآیند سازماندهی و یگانه سازی 1 organization & integration رخ می دهد ، تصمیم ها بعد از ترکیب و تفسیر مغز بوسیله اعصاب وابران efferent nerves به اندام های عمل کننده انتقال می یابد ( که فرایند برون داد یا out put نامیده می شود ) که سرانجام بصورت بیان لفظی یا نوشتن یا کنش حرکتی نمایش داده می شود . اگر پاسخ صحیح باشد مغز این اطلاعات را برای کاربردهای بعدی نگهداری و ذخیره می کند . اما اگر پاسخ نادرست باشد ، یک پاسخ جانشین برای تصحیح پاسخ قبلی ایجاد و اگر پاسخ اصلاحی نیز نادرست باشد ناگزیر فرد به ناکامی و شکست تسلیم خواهد شد .
چون کنش های ادراکی و حرکتی به هم وابسته اند به همین دلیل یک نظام پردازش ( حرکتی ادراکی ) کارآمد برای اجرای موفقیت آمیز هر تکلیف از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است .
مراحل رشد :
کودکان از آغاز تا بلوغ مراحل مختلف رشد را می گذرانند در دوران شیرخوارگی و نوزادی مرحله حسی – حرکتی (sensory motor ) را پشت سر می گذراند . در این دوران کودکان با لمس کردن ، چنگ زدن ، گرفتن و رها کردن ، حفظ توازن ، سینه خیز رفتن و راه رفتن و چشیدن به تدریج به سوی مرحله ی ادراکی پیشرفت می کنند . هر چند حواس شنوایی و لامسه در این مرحله نقش مهمی دارد اما واسطه ی اصلی یادگیری ادراک دیداری است
( visual ) .
هر دو مرحله ی فوق ( مرحله حسی حرکتی و مرحله ادراکی ) پایه و اساس پیشرفت و ارتقاء کودک برای ورود به مرحله شناختی ( Cognitive ) است . در این مرحله توانایی درک مفاهیم بسیاری و کسب مهارتها مانند نمادی کردن ( symbolization ) ، انتزاع ( abstraction ) ، بیان کلامی ( verbalization ) و خواندن (reading ) در کودک پدید می آید که همگی به تکالیف درسی او در آینده مربوط می شوند . بهمین دلیل برخورداری کودک از یک زمینه غنی و استوار از تجربیات حرکتی – ادراکی به عنوان پایه ای برای یادگیری های آموزشی بسیار پر اهمیت می باشد .
منابع : کتاب رشد و تقویت مهارتهای ادراکی – حرکتی در کودکان ترجمه آقایان : سازمند – طباطبایی نیا
فرشید خورسندــــ کاردرمانگر
ميزان مواجهه با اختلالات اسکلتي – عضلاني ناشي از کار در کار در مانگران و فيزيو تراپيست ها :
بر اساس مطالعات علمي گسترده ، اختلالات اسکلتي – عضلاني ناشي از کار ، مشکل شايع و ناتوان کننده در سراسر دنيا مي باشند اما تعداد کمي استراتژي درمان براي کاهش نا توانايي ناشي از کار شناخته شده است(1).
در همين راستا در بسياري از کشورها پيشگيري از اختلالات اسکلتي – عضلاني ناشي از کار جزو اولويت ملي شده است.
اصطلاح اختلالات اسکلتي – عضلاني به شريطي که اعصاب ، تاندون ، عضلات و ساختار هاي حمايتي بدن را درگير مي کند، اطلاق ميگردد.(1)
طبق تعريف سازمان جهاني بهداشت اختلافات اسکلتي عضلاني ناشي از کار چند فاکتوري مي باشند که تعداد زيادي از اين فاکتورهاي خطر شامل جسمي ، سازماني، رواني ، فرهنگي و اجتماعي بصورت محسوسي در ايجاد آنها شرکت مي کنند.
سيستم هاي بهداشتي جزء مشاغل پر خطر به شمار مي آيند. شاغلين در اين بخش در معرض اختلالات اسکلتي عضلاني قرار دارند. طبق تحقيقات انستيتو آمار ميزان ضايعه در اين افراد بسيار بالا و حدودا دو برابر ساير مشاغل مي باشد از جمله اين افراد متخصصين کار درماني و فيزيوتراپي مي باشند.
در تحقيقي که برروي 541 فيزيوتراپيست و کار درمانگر انجام شد حدودا 91% (488 نفر) درد يا ناراحتي اسکلتي – عضلاني ناشي از کار را از حدود خفيف تا شديد در قسمتي از عمر کاري خود تجربه کرده اند.
در مطالعه Bork و همکاران نيز 61% از فيزيوتراپيست ها و کار درمانگر ها حداقل در يک ناحيه آناتوميکال مبتلا به نشانه هاي اسکلتي – عضلاني ناشي از کار بوده اند.
با توجه به شيوع بالايWMSD در ميان فيزيوتراپيست ها و کار درمانگران، بررسي ميزان مواجهه با اختلالات اسکلتي – عضلاني ضروري به نظر مي رسد بر اساس بررسي QEC که اولين بار توسط BUCKLE وLI (پيشنهاد شده در سال 1998) در شهر تهران انجام شد .
در اين تحقيق از فرمهاي امتيازدهي ابزار QEC و پرسشنامه استاندارد شده نورديک و چک ليستهاي ار گونوميک استفاده شد. بهر حال در اين تحقيق گسترده و چند جانبه نتيجه گيري در زمينه مربوط به ميزان و نقاط درگيري و ابتلا ء سيستم اسکلتي – عضلاني در گروه درمانگران چنين مشخص شد:
در گروه کار درمانگران بالاترين ميزان شيوع اختلافات اسکلتي- عضلاني ابتلا در ناحيه مچ دست(42/5%) پس گردن (28/6%1و در گروه فيزيوتراپيستها بالاترين ميزان شيوع ابتدا در ناحيه گردن (50%) و سپس پشت و کمر ( (41/7%ديده شده است.
و متاسفانه شيوع بسياربالايي از اختلالات اسکلتي- عضلاني گزارش شده است.
با اميد به اينکه در آينده همه کار گران در معرض مشاغل پر خطر و همه گرو هاي دست اندر کار سيستم بهداشتي با رعايت مسائل ارگونوميک محيط کار ، کاهش سنوات خدمتوتغيير شغل بعد از زمان معين (حد اکثر 15 سال )به بالاترين سطح سلامت دست بيابند.
نقل از : نشريه شماره 1 و 2 انجمن کاردرماني بهار و تابستان 1382 ( IROTA )
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزيرنويس 1)musculoskeletal -disorder WMSD: work related -
در تاریخ 20/9/86 جلسه آموزش خانواده با حضور و سخنرانی جناب آقای مختا ری معاونت محترم اداره آموزش برورش استثنایی درخصوص آموزش مهارتهای زندگی در سالن اجتماعات مرکز برگزار شد . که با استقبال گرم خانواده ها مواجه شد وتقاضای ادامه این آموزشها را نمودند.
باامید به توفیق حضور مجدد جناب مختاری در جلسات آموزش خانواده این مرکز، بدینوسیله از نامبرده قدردانی به عمل می آوریم.
اولیاء آقا بورـــمدیریت آموزشگاه
از آنجا که طی تجربه ای که در طول سالهای خدمتمان کسب کردیم مشکل ذیل همواره موجب سختی کار آموزگاران پایه آمادگی ،رنجش خاطر بسیاری از خانواده هایی که نتیجه سنجش کودکانشان آزمایشی است وپس از یک دوره حضورناموفق در کلاس آمادگی با برچسب تربیت پذیراز مدرسه ترخیص می شوند،میگردد.
کارشناسان محترم سنجش هوش مستحضرند که بر اساس معیارهای در دسترس سن عقلی شروع آزمایشی بادر نظر گرفتن سن تقویمی به شرح ذیل میباشد :
شروع آزمایشی سن تقویمی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــ
بدون ارفاق 6 ماه تا 2 سال 6
" " " " 3و2ماه 3و6
" " " " " 3و6
6و2 9و6
9و2 7
9و2 3و7
3 6و7
این در حالی است که به عنوان مثال کودک آزمایشی با سن عقلی 2 سال باکودک آموزش پذیر با سن عقلی 9و3 سال(حدودا 2برابر سن عقلی آزمایشی) ملزم هستند متون آموزشی یکسان ،در
یک کلاس آمادگی داشته باشند.به همین دلیل آموزگاران محترم اظهار میدارند که کودک تربیت پذیر است و جای او در مدرسه استثنایی نیست . در صورتیکه مشکل نه در توانایی کودک است
،نه در آموزش مربیان و نه در سنجش هوش.بلکه در محتوای برنامه های آموزشی نامناسب با سن عقلی آنهاست .
نظر به اینکه هر ساله ما شاهد بستن تنها روزنه امید تعدادی از خانواده های کودکان آزمایشی هستیم ،امیدواریم که مسُولین محترم با راه حلی مدبرانه جهت رفع این مشکل اقدام فرمایند.
Attention deficit/hyper Activity disorder
ADHD : اختلالي است كه دربرگيرنده الگوي مكرر و نامناسب رشدي است و شامل عدم توجه و تكانشي بودن فرد است كه مي تواند همراه با زياده فعالي يا بدون آن باشد و ناشي از اختلالات عصي شناختي بزرگ ـ حسي حركتي يا هيجاني نباشد . كودكي كه تنها اختلال توجه دارد ADD
( disorder Attention deficit ) ناميده مي شود .
تعريف توجه : عبارت است از قدرت تمركز كافي در كاري براي انجام كار و جايدهي محرك در مغز و يا دريافت ويژگيهاي اساسي محرك و بي اثر نمودن ساير محركات .
ميزان شيوع : 2 تا 4 درصد كل كودكان و 5 تا 10 درصد كودكان سن مدرسه را درگير مي نمايد .
اختلال توجه در عقب ماندگان ذهني :
خردسالان و افراد كم هوش تمام توجه خود را به بررسي فرآيند هايي معطوف سازند كه به طور كلي ساده تر باشد و قسمت كمتري از توجه خود را براي فرآيند هاي مشكل تر يا پيچيده تر باقي مي گذارند . افراد كم توان ذهني اصولاً دامنه ي توجهشان كمتر از آن است كه بتوانند ان را به فرآيند هاي متفاوت معطوف سازند يعني قادر نيستند به جنبه هاي مختلفي كه يك فعاليت قرار دارند توجه كنند .
علت : علت قطعي اختلال بيش فعالي و نقص توجه ناشناخته است. چندين فرضيه بيوشيمايي حسي ـ حركتي ، فيزيولوژيك ، ضايعات مغزي ، عوامل رواني و اجتماعي و رفتاري و تظاهرات آن پيشنهاد شده اند . اين اختلال بيشتر ارثي است و در بستگان درجه 1 شايع تر است . بيش فعالي ممكن است
در بعضي از موقعيت ها ( مثل مدرسه ) مشاهده شود و در موقعيت هاي ديگر( تماشاي تلويزيون ) مشاهده نشود .
اين اختلال مي تواند آرامش خانواده و مدرسه را بهم بزند و در نوع شديد ان در سن نوجواني و جواني به بزه كاري منجر شود .
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست
با دو چشم نابینا،با زبان نا گویا،کار ما بریشان نیست.ناتوانی جسمی،کم توانی ذهنی سد راه انسان نیست.
در آستانه فرارسیدن روز جهانی معلولین اداره ناحیه یک آموزش و برورش ساری به ریاست جناب آقای حسینی نژاد با حضور آقای طباطبایی معاونت محترم وزارت آموزش و برورش ورییس سازمان آموزش و برورش کل کشور، اقای فیاضی مدیر کل آموزش وبرورش استان مازندران،مدیریت محترم اموزش و برورش استثنایی جناب آقای سیاحی ،خانواده محترم خیر نیکوکار مرحوم حاج مهدی کولاییان و تنی چند از مقامات محلی وخانواده دانش آموزان،در روز شنبه10/9/86 اقدام به افتتاح مدارس استثنایی مهر و حکمت نموده است.این مدارس از سال تحصیلی 86-85 در زمین اهدایی حاج مهدی کولاییان به بهره برداری رسیده است.
در اینجا جا دارد از زحمات کلیه همکاران اداره اموزش و برورش ناحیه یک و اداره آموزش وبرورش استثنایی مازندران تقدیر و تشکر به عمل آید.
برای دیدن عکسهای افتتاحیه روی ادامه مطلب کلیک کنید
تاثیر واژه ها و کلمات بر جسم ، ذهن و روان کودکان
در آغاز هیچ نبود . کلمه بود و آن کلمه خدا بود .
کلام و باز هم کلام . بیایید در کلام خود معصوم باشیم و از کلام در جهت انتشار عشق و محبت استفاده کنیم .
می توانیم از کلمات طناب داری بسازیم و هر که را خواسته باشیم بر دار شعر یا کلام خود آونگ کنیم و یا می توانیم با یک کلمه نور امید را در خانه تاریک دلی روشن کنیم و نجات دهنده یک زندگی باشیم و از دریچه نگاهمان شادیش را به تماشا بنشینیم .
مگر نه اینکه سلاحهای مرگبار هم با کلام به حرکت در می آیند و باز هم با کلام از حرکت می ایستند تنها با دو کلمه آتش و آتش بس .
پس کلمات از هر سلاحی در این دنیا قوی تر و مخرب تر هستند اگر که بد استفاده شوند و بهترین نوشدارو و مرهم هستند بر زخم عمیق دلی اگر که بجا و بموقع استفاده شوند و همین کلمات هستند که می توانند جنگی را به صلح و صلحی را به جنگ مبدل سازند و مایه ویرانی خانه ها و کاشانه ها شوند . پس مربیان باید از نقش کلام آگاه گردند و از آن به بهترین وجه در خطاب به دانش آموزان استفاده نمایند . واقعیت این است که کلمات و واژه هایی که در یک مکان ، یک کلاس درس یا حتی یک شهر استفاده می شوند استفاده می شوند ارتعاش خاصی دارند که مانند امواج مثبت و منفی در فضای آن مکان موج می زند و تاثیر مثبت و منفی خود را بر افراد آن محیط می گذارد . خصوصا تاثیر کلام یک معلم بر دانش آموز مانند اثر کلام یک پزشک بر بیمارش است . شاید داستان دکتر چوپرا را شما هم شنیده باشید که وقتی بیمار مشکوک به سنگ کیسه صفرا را تحت جراحی قرار داد و در اتاق عمل مشاهده کرد که بیمارش به سرطان مبتلا است و هیچ کاری هم برایش نمی توان کرد ، شکم بیمار رابست و فردای روز عمل بدلیل اینکه از عکس العمل این بیمار در صورت آگاهی از بیماری کشنده اش آگاه بود به وی گفت : خوب سنگ کیسه صفرایت را برداشتیم و تو اکنون هیچ مشکلی نداری ، برو و شادمان زندگی ات را بکن . در حالی که همه انتظار مرگ این فرد را می کشیدند 6 ماه بعد در عین صحت و سلامت به سراغ پزشکش رفت در حالی که هیچ اثری از بیماری را با خود حمل نمی کرد . این تجربه چنان گرانقدر بود که دکتر دیپک چوپرا در کتابش از آن یاد کرده است و این دقیقا تاثیر کلام بر دیگران است . تاثیر کلام می تواند بیماری را به سلامت ، سیئات را به حسنات ، تلخ را به شیرین ، خار را به گل و مس را به زر تبدیل کند .
بهمین دلیل بود که پیامبر از حقوق فرزند بر والدینش ، انتخاب نام نیک را بر هم شمردند چرا که تکرار یک نام با معنی ، اثرات خود را در شخصیت فرد ظاهر می سازد . و باز به همین دلایل است که بزرگان دین ما فرموده اند که خواب را خوش تعبیر کنید . چنانکه حضرت یوسف به یکی از زندانیان هم بندش که خواب خود را برایشان نقل کرد فرمودند : تو به دار آویخته خواهی شد و زندانی که سخت ترسیده بود عرض کرد دروغ گفتم . و حضرت فرمودند : (( قضی الامرضیه تستفتیان )) چون این کلام را بر زبان آوردم این امر واقع خواهد شد و این همان تاثیر کلام است .
و یا وقتی حضرت علی به رسول الله فرمودند که من نمی توانم آیات قرآن و سخنان شما را بخاطر بسپارم و فراموششان می کنم . حضرت در پاسخ یک جمله فرمودند : (( و تعییها اوذن و اعیه )) و فرمودند بعد از آن هر چه که شنیدم و خواندم در خاطر من ماند و هرگز فراموش نکردم و این تاثیر کلام محمد (ص) بر علی (ع) بود . در این اثر گذاری دو عامل بسیار مهم تعیین کننده خواهند بود . اول خود کلام است و لزوم نیت گوینده و چگونگی ادای آن کلمه و طرز تلفظ آن می باشد . در خاتمه این بحث سوالاتی مطرح می کنیم . آیا آموزش و پرورش استثنایی در انتخاب اسامی و عنوان هایش از بهترین واژه ها و کلمات استفاده می کند ؟
واقعا نمی توان از کلمات و واژه های دیگری به جای کلمات مرسوم مانند استثنایی ، مرزی کم توان ، معلول -دیرآموز-عقب مانده ذهنی... استفاده کرد ؟
مگر این واژه ها کلمات کتاب مقدسند که نتوان آنها را تغییر داد ؟
و بجای آنها از کلماتی استفاده کنیم که اینهمه بار منفی را با خود حمل نکنند ؟
بعنوان مثال آیا کلمه مهرجویان ، پاک دلان از کلمه کم توان یا استثنایی زیباتر بهتر و عمیق تر نیست ؟
منتظر پاسخ های شما هستیم .
ختم کلام را به حضرت مولانا می سپاریم که گوش نوازترین کلام است .
ای خدای پاک و بی انباز و یار دستگیر و جرم ما را در گذار
یاد ده ما را سخنهای رقیق تا تو را رحم آورد آن ای رفیق
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن مصلحی تو ای تو سلطان سخن
کیمیا داری که تبدیلش کنی گر که جوی خون شود نیلش کنی
اینچنین میناگری ها کار توست اینچنین اکسیرها ز اسرار توست
والسلام علی من التبع المهدی
سید قنبر علی میرفاضلی – مشاور مرکز آموزشی استثنایی مهر
سالروزولادت امام هشتم شیعیان حضرت امام رضا (ع)را تبریک میگوییم.بدین مناسبت به دو نقل قول در باب زیارت ایشان اشاره میکنیم.
ناصرالدین شاه درباره امام رضا :
بر درگهت ای سرور معبود صفات اسکندرومن صرف نمودیم اوقات
برهـــمت مــن کجا رســـد هـمـت او من خاک در تو جستم،او آب حیات
رفتن شاه عباس به زیارت امم رضا(ع):
بسیاری از بزرگان و فرمانروایان به زیارت امام رضا تشرف پیدا کردندکه معروف تر از همه سفر شاه عباس کبیر است که بنا به نذری که کرده بود پیاده به مشهد عزیمت کرد . شیخ بهایی و میرداماد میخواستند شاهرا منع کنند که پیاده رفتن موجب آزار شاه نشود.شاه گفت استخاره میکنم . چون استخاره کرد این آیه آمد "فاخلع نعلینک انک بالوادالمقدس طوی":چون به وادی مقدس می آیید نعلین خود را در آورید.شاه گفت: کار من را مشکل کردید ،حال بایپیاده و پای برهنه بروم!