تبليغاتX
مرکز آموزشی استثنایی مهر ساری - لینک مجدد
فعالیت ها ، اخبار ، مقالات علمی و پژوهشی ، دستاوردها و ...

نظر به درخواست لینک مجدد از جانب همکاران محترم:

بنام خداوند جان و خرد

فبشر عباد الذين يستمعون القول و يتبعون الحسنه

بشارت ده به عبادت كنندگان كه سخن بشنوند و به نيكو ترين عمل كنند

سوره زمر آيه 18

آني تو كه حال دل نالان داني                         احوال دل شكسته بالان داني

گر خانمت از سينه سوزان شنوي            وردم نزنم زبان لالان داني

با عرض سلام و احترام گروه توانبخشي آموزشگاه مهر پس از سالها كار و توجه به ويژگيهاي كودكان استثنايي ( كم توان ذهني )جهت بهبود روند آموزشي و پرورشي نكاتي را معروض مي دارد اميداوريم پس از مطالعه نظر خويش را اعلام فرمائيد .

آنقدر هم گر نگويم اي سند                            شيشه دل از ضعيفي بشكند

شيشه دل را چو نازك ديده ام                        بهر تسكين صد قبا ببريده ام

به اعتقاد ما شيوه آموزشي كنوني رايج در مدارس استثنايي داراي نقايصي مي باشد كه نه تنها اين كودكان را به هدف اصلي آموزش آنان كه رسيدن به كفايت اقتصادي – اجتماعي و فردي مي باشد نمي رساند ، بلكه ادامه اين روند ظلم به همه دانش آموزان استثنايي به ويژه كم توان ذهني و مربيان آنان مي باشد كه روز به روز به دلسردي و  افسردگي ياس و نا اميدي بسياري از معلمان افزوده و كودكان را نيز در معرض بروز اختلالات روحي و رواني قرار مي دهد .

در روند آموزشي حاكم تمام فشار توجه بر ذهن دانش آموزان است و روح آنان نيازهاي رواني آنها به عنوان يك انسان فراموش شده است و بيشتر حفظ مطالب در محور قرار گرفته است و در يك جمله مدارس ما مدرسه زندگي نيست . 

وقتي مي پرسيم كه چرا كودكان بايد تست شوند ؟ مي گويند : براي اينكه ببينم آيا مي توانند آموزش ببينند يا خيره مي گوئيم : براي چه آموزش ببينند ؟ مي گويند : آنان را براي  زندگي آماده كنيم تا به كفايت اقتصادي اجتماعي برسند مي پرسيم : آيا آموزش آنها را براي زندگي آماده مي كند ؟ خير  جواب خير خواهد بود .

در نظام آموزشي حاكم براي كودكان كم توان ذهني كه بيشتر فشار بر روي ذهن كه نقطه ضعف آنهاست مي باشد و به مواردي كه باعث تقريب روح و ارضاي نيازهاي رواني آنها باشد اگر نگوئيم بدست فراموشي سپرده شده است، به حداقل ميزان از آن بهره مي برند و كتب آموزشي به گونه اي تهيه و تدوين شده است كه بيشترين توجه را معطوف ذهن اين دانش آموزان داشته اند و اين در حالي است كه محتواي بسياري از كتب درسي هرگز در زندگي آنها به كار گرفته نخواهد شد . يعني آنها قادر به حفظ كردن مطالب سنگيني كه بر ايشان ملموس نيست نخواهد بود بنابراين هم دانش آموز و هم اوليا و مربيان آنها دچار ياس خواهند شد .

كودكان كم توان ذهني تست مي شوند و بر حسب توانائيهاي خود طبقه بندي مي شوند . تا آموزش هاي لازم را در امر مهارتهاي زندگي فردي – گروهي و اجتماعي و اقتصادي خود بدست آورند . سوال ما اين است آيا هرگز انديشيده ايم كه اختلافات طبقاتي – محروميت هاي اقتصادي و اجتماعي – زندگي دور از شهر – نرفتن به مهد كودك و نداشتن آموزشهاي پيش از دبستان بعلت شرايط بد اقتصادي و بي سواد بودن والدين چند درصد در نتيجه سنجش و تصميم گيري هاي ما دخيل خواهد بود ؟ آيا تا كنون براي كودكاني كه آزمايشي و زير آموزش پذير هستند و در آموزش و پرورش استثنايي جايگاهي ندارند چاره اي انديشيده ايم ؟ اين در حالي است كه ما شاهد بسياري از كودكان اينچنيني بوده ايم كه بر حسب و اميد تلاش برخي از آموزگاران به مرحله آموزش پذير ارتقاء يافته اند و اغلب كودكاني بودند كه قبل از آمدن به مدرسه به علت شرايطي كه در فوق ذكر شد به ورطه فراموشي سپرده شده بودند و در محيط مدرسه و برخوردهاي اجتماعي محيطي و آموزشهاي مربيان جايگاه خويش را بازيافته است.

اگر هدف ما ، آماده كردن اين كودكان براي زندگي آينده آنهاست ضروري است كه برخي از آيتم ها در امر آموزش حذف و مواردي جايگزين گردد. بطور مثال ضرورت اموزش تاريخ عباسي و قاجاريه و جنگلهاي داخلي ايران و .... پويا جغرافياي جهان و كشورهاي همسايه مهارتي را تقويت مي كند ، و اين درحالي است البته كه كودك استثنايي قادر به شناسايي خانه خود از مدرسه نيستند و هيچ شناختي اي از محيط اطراف محل سكونت خود ندارند . آيا بهتر نيست بجاي شرايط آب و هوايي استانهاي مختلف و نام كوههاي البرز و زاگرس به آنها اماكن عمومي و مورد نياز شهري كه در آن زندگي مي كنند از قبيل مخابرات – كتابخانه – استاديوم ورزشي – پست خانه – اداره برق و آب و گاز و تلفن و نوع كاربري آنها را آموزش دهيم و آموزش كلاسيك موجود فرصتي براي مربيان قائل نبوده و حتي در آموزشهاي ضمن خدمت مربيان هم پافشاري بر آموزشهاي غير ضروري مي شود . كه عملا در زندگي بيشتر آنها كاربردي نداشته است .

داستان افسانه اي مدرسه حيوانات كه در عين سادگي بسيار پند آموز است كه مسئولين هيچ نتيجه مثبتي از آن نگرفته اند در حالي در كشورهاي پيشرفته از پندهاي بزرگان ما به سادگي نمي گذرند و بهترين استفاده را در ارتقاع روح فرزندان خويش مي كنند .

اين داستان نمايشگر تفاوتهاي فردي و استعدادهاي خاص است كه هر كسي را در زمينه اي كه مستعد است پرورش دهيم .

مدرسه حيوانات

خرگوشي – سنجابي با يك پرنده و يك ماهي تصميم مي گيرند مدرسه اي باز كنند همگي گرد هم مي آيند تا يك برنامه ي درسي تنظيم كنند خرگوش اصرار دارد دويدن جزء برنامه ي آموزشي باشد به عقيده پرنده پرواز بايد در برنامه ي درسي گنجانيده شود سنجاب بالا رفتن از درخت را توصيه مي كرد و خلاصه هر حيواني اصرار داشت تخصص او در برنامه ي درسي گنجانده شود . خرگوش در دو مهارت بسيار دارد ولي دوستانش اصرار دارند كه براي تقويت هوش و ذكاوت بهتر است پرواز را بياموزد پس او را در فهرست پرواز كنندگان قرار مي دهند خرگوش كه در اين زمينه كارايي ندارد به هنگام پرواز زمين مي خورد پايش مي شكند و سرش ترك بر مي دارد و سپس چون نمي تواند خوب بدود به جاي عالي در «‌دو » نمره ي متوسط مي گيرد و در پرواز نمره ي ضعيف مي آورد . ولي مسئولين مدرسه از اين سيستم داخلي خشنود هستند ، در مورد پرنده هم همين قصه تكرار مي شود اگر چه او در پرواز عالي است ولي وي را مجبور مي كند مثل لاك پشت گودالي حفر كند چون در اين زمينه تجربه كافي ندارد بال و ممنقارش مي شكند و در نتيجه در پرواز به جاي نمره ي عالي نمره ي متوسط مي گيرد ولي مربيان از اينكه او نمره ي پايين تري بدست آورده به هيچ وجه نگران نيستند .

حدس مي زنيد شاگرد ممتاز اين مدرسه كداميك از حيوانات مي شود يك مارماهي با عقب افتادگي ذهني كه تقريباً از عهده ي همه كارهايي كه به او محول مي گردد برمي آيد چند از مدرسه اخراج مي شود و اكنون به تمام مالياتهايي كه بر نفع مدارس وضع مي گردد راي منفي مي دهد ما خوب مي دانيم كه ادامه ي چنين روشهايي صحيح نيست مع الوصف هيچكس كاري صورت نمي دهد .

اين داستان بخوبي بيانگر واقعيتي بسيار تلخ مي باشد كه هم اكنون در مدارس ما رواج دارد ما بايد تفاوتهاي فردي كودكان را لحاظ، و بر اساس ميزان بهره هوشي سلامت جسماني وضعيت گفتاري و حركتي و علاقه مندي كودكان براي آنان برنامه ريزي نموده و بستر تقويت بخشهايي بپردازيم كه سبب پيشرفت جسمي  ذهني – رواني و روحي مي شود در اين  زمينه بهترين راهنمايي را مي توانيم از معلمين ، كه سالهاست به تدريس اين كودكان مشغول بوده و كاملا به مسائل و مشكلات كودكان واقف هستند بگيريم و از آنان در مورد محتواي كتب آموزشي و انتقادات و پيشنهادات آنان را به صورت مكتوب دريافت نمائيم.

روانشاسان معتقدند كه براي يادگيري مطالب شرايطي وجود دارد كه علاقه انگيزه و آگاهي از نتيجه كار در يادگيري مطالب و فراموش كردن آن بسيار مهم است كودكان مطالبي را بهتر مي آموزند كه بدانند ا زآن مي توانند در رفع حوائج خود استفاده كنند و انجام كارهاي روزمره خود سود جويند در غير اينصورت يادگيري بسيار مشكل و فراموشي آن به سرعت اتفاق مي افتد با توجه به ويژگي كودكان استثنايي كه دير ياد مي گيرند و زود فراموش مي كنند .

بسيار خوب بود كه هر يك تحقيق در خصوص كودكان كم توان ذهني كه از مدرسه فارغ التحصيل شده اند بعمل مي آمد تا ببينيم چقدر از آموخته هايي كه در طي چندين سال با زحمت زياد معلمين استثنايي به آن آموخته شده را در خاطر دارند . و آيا از آن مي توانند در زندگي روزمره خود استفاده كنند و اكنون به چه كاري در جامعه مشغول هستند آنگاه شايد بهتر مي توانستيم براي برنامه هاي آموزشي اين كودكان برنامه ريزي كنيم .

بسياري از اوليا اين كودكان به علت نداشتن امكانات و عدم تحصيلات مشكلات اقتصادي و اجتماعي قادر به گرفتن تصميم درست و هدايت كودكان كم توان خود نسيتند ، تا بتوانند گليم خود را از رودخانه خروشان جامعه بيرون بكشند . ما بايد در مورد آموزش و هدايت آنان براي كار و زندگي بهتر برنامه ريزي كنيم و با توجه به توانها و استعدادها و علايق آنها به سمت صحيح سوق دهيم همانگونه كه مولوي فرمايد:

هر كسي را بهركاري ساختند                                    ميل آن را در دلش انداختند

آموزش چندين ساله اين كودكان تا كلاس سوم راهنمايي و رها كردن آنان به حال خود و بي اطلاعي از سرنوشت آنها سبب مي شود كه اين كودكان از حقوقي كه براي آنها منظور شده است محروم بمانند شمار زيادي از اين كودكان از لحاظ توانائيهاي جسمي ، گفتاري رفتارهاي اجتماعي وارتباطات كاملا هم طراز هم سالان خود مي باشند و مي توانند بخشي از مشاغلي را كه هوش بالايي طلب نمي كند ( كار در رستوران – نانوايي – كفاشي – كارگاه قنادي – آپاراتي – تعويض روغن – سلماني – تلفنچي – دوچرخه سازي و... ) بياموزند و در زندگي خود بكار برند . مي توانيم از دوره ابتدايي با توجه به استعداد و علايق دانش آموزان هر يك از كارهاي فوق را به آنها آموزش داد.

 

چهار ساعت نشاندن كودكان كم توان ذهني در سر كلاسها و آموزش مفاهيمي ذهني كه كودكان براي يادگيري بعضي از دروس و مفاهيم هيچ انگيزه و علاقه اي دارند ، عامل اساسي افسردگي و اختلالات رفتاري و بروز بيماريهاي روحي و جسمي در كودكان و بعلت عدم بازدهي دلسردي و افسردگي مربيان را به همراه خواهد داشت .

در شرايطي كه نياز اصلي اين كودكان برنامه هايي با نشاط تفريحي آموزشي و ورزشي تامين مي گردد. اكثر مدارس ما حتي از حداقل امكانات فوق برخوردارند بعبارتي بيشترين ساعات درسي به آموزشهيا كلاسيك تعلق دارد كه هيچ بازدهي تا كنون براي مهارتهاي زندگي كودكان كم توان نداشته است .

« بچه ها از طريق بازي مي آموزند ، از طريق بازي كشف مي كنند و به حد و مرز هايشان پي مي برند لزومي ندارد كسي لذت بازي خلاق را به كودكان بياموزند بازي يكي از توانائيهاي ذاتي انسان است ، حال آنكه جامعه به كودكان ياد مي دهد از خلاق بودن دست بكشند معقول و اهل عمل شوند اگر بخواهيم به طور كامل كودك درون را باز يابيم بايد بگذاريم كه اين خلاقيت ذاتي عيان شود »

بازي درماني يك فلسفه اصلي استعداد فطري كودك براي كوشش در جهت رشد بلوغ و خود فرمان بودن به صورت سازنده است و از اين طريق مي توان بهترين ارتباط را با كودك برقرار كرد تا قادر به آزاد كردن قابليتهاي رشدي و تغييرات سازنده گردد. و اين در حالي است كه كودكان ما حتي از فضاي بازي مناسب برخودار نمي باشند .

همچنين حتي در آموزشهاي كلاسيك خود نيز مي توانيم وسايل مختلف بازي را جايگزين آموزشهاي خشك و كسل كننده نمائيم . در اين راستا ضروري است كه مانند كادرهاي ديگر آموزشي و توانبخشي يك واحد بازي درماني كه «‌كارشناس بازي درماني» در آن واحد مستقر باشند در مدارس استثنايي در چارت سازماندهي قرار گيرد .

ما ناظريم بسياري از دانش آموزان فارغ التحصيل از آدرسهاي ضروري را نمي دانند حتي آدرس و شماره تلفن خودشان را بلد نيستند اين امر نشاندهنده عدم وجود كارگاههاي آموزشي د رمدارس ماست . ولي از آنان مي پرسيم كه چرا ناصر الدين شاه امير كبير را به قتل رساند ، كوههاي البرز در كدام طرف تهران قرار دارد ،هواي بندر عباس چگونه است و چاههاي نفت ايران در كدام استان قراردارد.

در مبحث رياضي شاهديم كه اكثر بچه ها براي شمارش اعداد از انگشتان و يا كشيدن خط استفاده مي كنند و هر كه قادر به جمع و تفريق اعداد و يا سه رقمي ناتواني در شمارش ذهني اعداد دارند و با كمبود وقت در جلسات امتحاني مواجه مي شوند اين در حالي است كه مي توان بعد از آموزش مفاهيم رياضي از ماشين حساب بعنوان يك ابزار آموزشي و واحد درسي استفاده كرد و حتي براي آن از بچه ها امتحان عملي گرفت تا مجبور به اينهمه فشار به ذهن خود نباشند اگر آموزش ماشين حساب در مدارس ما رايج گردد:

هم سرعت عمل افزايش مي يابد و هم كودكان قادرند بدون فشار به ذهن خود اعداد بيشتري را آموزش ببينند حتي بسياري از مشكلات مالي آنها را درآينده حل خواهد كرد.

به عنوان يك وسيله اسباب بازي مطرح است و براي كودكان جاذبه دارد .

به علت عدم وقفه و دستيابي سريع به پاسخ در خاطر دانش آموز بيشتر نقش مي بندد.

محدوديت استفاده از كاغذ و قلم و سرعت كم در زندگي روزمره را جبران مي كند

به آساني قابل دسترسي و قابل حمل است

كودكان از تمركز بيشتري برخوردار هستند

استفاده از ماشين حساب خستگي فكري كمتري به همراه دارد

يادگير رياضي با ماشين حساب به علت سرعت زياد از اتلاف وقت
جلوگيري مي كند

 

در خاتمه با توجه به مطالب گفته شده پيشنهاد ميكنيم كه :

اضافه كردن ساعات ورزش و وسايل ورزشي مناسب با شرايط سني و وضعيت جسمي معلولين و جنسيت.

در اختيار قراردادن مربي ورزش براي تمام پايه ها متناسب با تعداد دانش آموزان

آشنايي با ورزشهاي فوتبال ، والبيال و .. براي همه جهت آموزش و شناخت گروه همكاري – قواعد باز يو جهت همبازي شدن با بچه هاي عادي در اماكن ديگر

افزايش مربيان گفتار در ماني و كار درماني به تناسب تعداد دانش آموزان در همه مدارس كه پاسخگويي مشكلات كودكان باشد و سبب رسيدن به نتيجه مثبت و رفع مشكل شود . و نظر خواهي از مربيان  فوق (كار درمانگر گفتار درمان) در مورد ساعات و تعدادي دانش آموزان به نتيجه مثبت دهد .

كم كردن تعداد دانش آموزان د ركلاسهاي آموزشي با توجه به وضعيت هوشي براي رسيدن به نتيجه اي بهتر

ايجاد اتاق بازي درماني با امكانات وسايل و تجهيزات كه پاسخگوي كليه دانش آموزان با شرايط گوناگون باشد. همراه يك نيروي متخصص بازي درماني

تاكيد و توجه تمام به آموزش خواندن و نوشتن و افزيش درس فارسي و ديكته و رياضي كاربردي و حذف دروس كه فقط جنبه ذهني و تئوري داشته و عملا هيچ كاربردي درزندگي روزمره ندارند و سبب گرفتن وقت و مانع براي آموزش هاي ضروري تر و كاربردي محسوب مي شود .

دروس اجتماعي مربوط به جغرافياي شهر و اماكن كليدي و مهم و ادارات مثل: آتش نشاني – بانكها – داروخانه – هتل ها – مخابرات – شركت گاز .

آشنايي با مشاغل و اجراي طرح كادو و تعيين شغل براي كودكان با توجه به وضعيت هوشي و جسمي و استعداد و علاقه كودكان در هفته دو يا  سه روزيا  بصورت كارگاه آموزش در مدرسه مثلاً يك اطاق براي آموزش آرايشگري و سلماني تا آوردن حق التدريس .

همه روز 20 دقيقه تا نيم ساعت انجام حركات بدني موزون براي تقويت كل اعضاي نگهدارنده بدن با سرودها و موسيقي مناسب

تهيه فهرستي از مشاغل براي پسران و دختراني كه در مدارس استثنايي مشغول تحصيل هستند و جايگزين آنها درسر كار از طرف مدرسه و حمايت آنها از طرف ارگانهاي دولتي

با اتحاديه هاي شغلي هماهنگي بعل آيد كه جايگزين كردن تعدادي از دانش آموزان فارغ التحصيل توانمند يكي از شرايط كسب پروانه و جواز كسب مشاغل آزاد قرار گيرد

به خدمت گرفتن دانش آموزان استثنايي در واحدخدمات و ادارات و مدارس استثنايي

آشنايي كودكان و آموزشهاي عملي ( كارگاههاي آموزشي ) با مشاغل قابل دسترسي

هماهنگي با شبكه بهداشت و درمان جهت حضور پزشك ودندانپزشك بطور مستمر در مدارس استثنايي مثلا هفته يا ماهي يكبار و ادامه درمان و پيگيري روند درمان كودكان بيمار و برطرف كردن مشكلات آنان بصورت وام قرض الحسنه

هماهنگي با شهرداري ها جهت ايجاد پارك بازي در حياط مدارس استثنايي ( تاب ، سرسره ، و...) و با توجه به تعداد دانش آموزان

راه اندازي كارگاههاي توليدي مثل نانوايي كانتينري  با مشاركت نانواها ،دكه هاي روزنامه فروشي – قالي شويي مكانهاي پرورش گل و گياه در اماكن مورد نياز، جهت بكارگيري دانش آموزان استثنايي

آموزش قرآن به صورت حكايت هاي قرآني و دعا كه در قرآن آمده است بصورت فيلم يا تأتر چون تنها تكرار كلمات مقدسه كه تلفظ آن براي بعضي كودكان بسيار دشوار مي باشد و ندانستن معني آن از انس كودكان با كتاب آسماني كاسته خواهد شد . ولي قصه هاي كوتاه قرآني فيلم و حتي شنيدن صوت قرآن با صوت سبب انس و آرامش و آموزش و آشنايي با آموزه هاي الهي خواهد شد و يا دعاهايي كه در قرآن آمده است .

حذف كلمه استنثايي يا كم توان از مدارس و جايگزيني كلماتي از قبيل مدرسه تقويت –تلاش - اميد – مدارس صافي دلان مهرورزان – مهرجويان – يا علي مدد – نيكان و... اسامي ديگري كه در خود پيام و بازتاب و انعكاس خوبي را در گوينده و شنونده مخصوصا پدران و مادران اين كودكان ايجاد خواهد كرد.

حذف كلمه دير آموز از برگه نتايج تست استفاده از همان واژه عادي با توجهات بيشتر زيرا اثر ناگوار در برخي پدران و مادران دارد (واژه دير آموز در مورد كودكان مرزي ، چون در همه جنبه ها دير آموز نيستند بر چسب نابجايي مي باشد .

طرح سوال پايه هاي پنجم توسط معلمين هر دانش آموز

حذف شرايط سني يا بالابردن آن از 12 سال به 14 تا 15 سال

تهيه ضبط و نوارهاي قصه هاي كودكان براي پرورش وكلام

كاهش مطالب نوشتاري و دفتر نويسي كه قسمت زيادي از وقت تدريس معلم را مي گيرد

نوشتن محتواي كتب توسط معلمين با سابقه تدريس درمراكز استثنايي و عدم نوشتن توسط كارشناساني كه تجربه كار تدريس نداشتند و فقط با اصللاحات و تعاريف تئوري آمار و ارقام كودكان استثنايي آشنايي دارند

تعطيل كردن روزهاي پنج شنبه و اضافه كردن يك ساعت به روزهاي چهارشنبه جهت كم كردن مشكلات خانواده ها در سرويس دهي كودكان كه از مسيرهاي دور و روستاها مي آيند و بعضي از اوليا كه بايد خودشان بچه ها را به مدرسه بياورند و ببرند و استراحت معلمين كه اكثرا مدرك ليسانس و بالاتر بايد 6 روز به مدرسه بيايند در مقايسه با مربيان مدارس راهنمايي عادي كه با مدارك پائين تر 4 روز مدرسه هستند و( با همان حقوق و مزايا )

 

ختم كلام را به حضرت مولانا مي سپاريم و از حضور همكاران مرخص مي شويم

اي خداي پاك و بي انباز و يار                      دســت گير و جرم ما در گـذار

ياد ده مـا را ســـخنهاي رقيق                         كه تو را هم آورد آن اي شـفـيق

گر خطا گفتيم اصلاحش تو كن                      مصلحي تو اي تو سلطان سـخن

كيـمـا داري كه تبديـلش كنـي                ور كه جوي خون بود نيلش كني

اينچنين ميناگري ها كار توسـت                     اينچنين اكسير ها ز اسرار توست

اي خدا اي فضل تو حاجت روا                      با تو ياد هيـــچكس نبــود روا

تلخ تر از فرقت تو هيچ نيست                       بي پنــــاهت غيرپيچاپيچ نيست

 

گروه توانبخشي مركز آموزشي مهر ساري

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 9:49  توسط mehr |